نياز به عقلانيت

وقتي ما نوجوان بوديم، اهميت به مسايل ديني و عقلاني و بحث‌هايي در اين مسايل در اوج بود. براي پاسخ به سووال‌هاي رايج آن زمان، منابع ارزشمندي در دست‌رس بود، و شايد در راس اين منابع، كتاب‌هاي شهيد مطهري قرار داشت...

* * * * *

       بعدها، احساس مي‌كردم، كه ديگر كتاب‌هاي مطهري جواب‌گوي سووالات عصر نيست و به نوعي بسيار ساده‌انگارانه و متعصبانه و به عبارتي متكلمانه نوشته شده‌اند، و روح پرسشگرم را پاسخ نمي‌گويد، گو اين‌كه ديگر عصر برگشته بود و تازه جوانان، تمايلي به پيگيري چنين مسايلي نداشتند، كه به نظر من، از علل عمده‌ي روي‌گرداني جوانان از مسايل ديني، تفاوت و تناقضي بود كه آنان در علم و عمل مدعيان رسمي دين‌مداري مي‌ديدند...

* * * * *

       در دوران دانشجويي، پاي ثابت سخنراني‌هاي دكتر سروش بودم، در مسجد اقدسيه و بعدها در مسجد حسن‌آباد، و حتي حالا هم از لذت‌بخش‌ترين لحظات ساعات فراغتم، گوش كردن به سخنراني‌هاي استاد است كه از سايت ايشان از اينترنت دون‌لود كرده‌ام...

* * * * *

       به نظر من، در عصر حاضر، جاي كسي كه سووالات رايج در اذهان جوانان، در خصوص مسايل فلسفي، سياسي و حكومتي، و ديني را پاسخ گويد بسيار كم است يا موجود نيست. در دوران خاتمي ديديم كه با دگرانديشان چه‌ها كردند، و امروز نيز عرصه چنان تنگ است كه بسياري دست به خودسانسوري مي‌زنند. سخنگوي رسمي و پاسخگوي اين سووالات شده است رحيم‌پور ازغدي، كه به قول ما ترك‌ها ملا يارم (ملا ضربدر يك و نيم!!!) است، و آتش تعصبش قلب آدمي را چون تنور نانوايان پر دوده مي‌سازد...

* * * * *

       آيا، پاك كردن صورت مساله، همان كاري كه اكنون صورت مي‌گيرد، جاي حل مساله را مي‌گيرد؟!!!

/ 1 نظر / 3 بازدید
دريانورد

سلام. بدجوری باهات موافقم. اعصابم به هم ميريزه وقتی ميبينم که هنوز هم در اين عصر جديد به سوالات و فکر پرسشگرانه جوانان با يکسری خرافات و چرت و پرت جواب ميدهند و فکر ميکنند که هنوز هم دوره قديم هست که ذهن مردم روشن و آگاه نيست. فقط ميتونم بگم باعث تاسفه!