حس مالكيت

ديشب، ترمينال جاي سوزن انداختن نبود. مسافران سرگردان از اين تعاوني به آن تعاوني سر مي‌زدند، و بليط گيرشان نمي‌آمد. بعد از نيم ساعت چرخيدن، نااميد، تصميم گرفتم برگردم تا ساعت چهار پنج صبح با لگن خودم به راه بيفتم. در راه برگشت اتوبوسي از آن بنزهاي قديمي عهد بوق، كه نه كولر دارن و نه سيستم درست و حسابي ديگه، به تورم خورد و سوار شدم و الان با تني خسته و عرق كرده و كوفته، رسيدم اردبيل...

* * * * *

       ديشب كه داشتم بيرون مي‌رفتم و با بچه‌ها خداحافظي مي‌كردم، آقا مِيتي گفت با جي.افش به هم زده! به نظر من، از نظر تئوريك، از خصوصيات زن جماعت حس مالكيت قوي‌اش است، يعني مرد را تمام و كمال براي خودش مي‌خواد، و چنين حسي، سبب مي‌شه كه مرد از دستش خسته بشه، و بالعكس، اگه زن حس كنه به هر دليلي نمي‌تونه مرد رو از آن خودش كنه، يا اين كه مرد عنان اختيارش رو تو كفِش نمي‌ذاره، رابطه‌اش با مرد براش بي‌معنا مي‌شه، و ادامه‌ي اين رابطه ديگه براش جذابيتي نداره...

/ 4 نظر / 3 بازدید
باران

نه اصلا اين طور نيست. حداقل درمورد زن ها این طور نیست یک انسان (چه زن و چه مرد) جز همسرش تعلق خاطر به خیلی های دیگه داره و چون این رابطه درمورد همه صادقه پس برای طرفین قابل درکه (البته اگه منظورتون رو درست فهمیده باشم )

سانی

هيچ حا مثه خونه خود آدم نميشه خوبه که با اتوبوس رفتی اونجوری خستگی رانندگی هم می موند شايد حس مالکيت اسم خوبی برای اون حس نباشه

نگین

سلام جناب دکتر يه پيشنهاد دارم ... اگه اردبيل هستی يه نصف روز شابيل هم برو مسيرش وحشتناک ديدنيه يادی هم از ما بکن پیليز