هواي وطن...

چند روز پيش كه داشتم قفسه‌ي خواهرزاده‌ام، شبنم خانوم رو بررسي مي‌كردم تا كتاب‌هايي از خودم رو كه گم شده‌اند و مثل اكثر مواقع در قفسه‌ي ايشان پيدا مي‌شوند بيابم، به كتاب بريدا نوشته‌ي پائولو كوئيلو برخوردم كه مال ايشان بود. علاقه‌مند شدم تا براي اولين بار كتابي از ايشان را بخوانم، و در دوراني كه خواندن كتاب‌هاي پائولو و حتي در دست گرفتن با اين كتاب‌ها تو خيابون راه رفتن يه جور نماد روشنفكريه!!! اين كه منِ بيبليوفيل (كتاب‌دوست) تاحالا كتابي ازش نخوندم شايد تا حدودي عجيب باشه!!!

* * * * * * *

       و اين‌جوري شد كه در ميان بهت و ناباوري دوستان، تونستم يك هفته‌اي مرخصي بگيرم و سوار بر پرايد قراضه‌ام، بعد از نزديك سه ماه، بار ديگه بيام اردبيل...

* * * * * * *

       پائولو در اين كتاب خواسته رازهايي از عالم ناپيدا رو بازگو كنه، و با توجه به اين كه زيرمايه‌ي تفكراتش در جادوي اروپاي باستان و عرفان مسيحي هست، به نظر من ماها كه بيشتر ريشه در معنويات آريايي و زرتشتي و عرفان اسلامي داريم، كمتر مي‌تونيم با اين كتاب ارتباط برقرار كنيم و زبان اون رو كامل بفهميم...

/ 3 نظر / 4 بازدید
باران

پائو لو کوئیلو و جبران خلیل جبران از اون دست نویسنده هایی هستن که کتاباشون بیشتر دست دخترای 16-17 ساله دیده میشه و جذابیت شون خاص این سنینه. چند وقت پیش برای یکی از دوستان که میدونستم خواننده ی پایه ی این قبیل کتابهاست کتاب پیامبر و دیوانه ی جبران خلیل جبران رو گرفتم و یه قسمت هایی ش رو هم خوندم ؛ کاملا متاثر از فرهنگ غرب و مسحیته ولی خب چند بخش بودن که به نظر من خوب بودن اما در کل کتابای جالبی نیستن( از پولی که بابتش داده بودم پشیمون شدم) دو تا کتاب هم من معرفی کنم؛ کتاب "روی ماه خداوند را ببوس" نوشته ی "مصطفی مستور" کتاب فوق العاده زیبا، گیرا و جذابیه و نویسنده هم قلم توانایی داره و موضوع جالبی رو هم انتخاب کرده؛ تردید یک دانشجوی دکترای جامعه شناسی بر وجود خدا تنها با تلنگر یک دختر مسیحی! کسی که لیسانس فلسفه اش رو به خاطر این گرفت که از دینش دفاع منطقی بکنه! و کتاب "قورباغه ات را قورت بده" اثر "برایان تریسی" البته این کتاب راجع به مدیریت زمانه و کتاب بسیار خوبیه پیشنهاد می کنم بخونینش

باران

قسمتی از کتاب "قورباغه ات را قورت بده" اثر "برایان تریسی" شما هرگز وقت کافی برای تمام انچه که می بایست انجام دهید ندارید. شما به واقع در انبوه کارها و مسئولیت های فردی، طرح ها، توده مجلاتی که می بایست بخوانید و توده کتاب هایی که قرار است به محض انکه فرصتی پیدا کردید به سراغشان بروید، گیر افتاده اید. اما واقعیت این است که هرگز نمی توانید به تمام ان ها برسید. شما هرگز نمی توانید تمام وظایف خود را تا انتها به انجام برسانید.... ....اگر مجبورید یک قورباغه زنده ی را بخورید نشستن و ساعت ها به نگاه کردن به ان قورباغه دردی از شما دوا نمی کند. کلید رسیدن به سطوح بالای عملکرد و بازدهی برای شما رشد این عادت مادام العمر است که هر روز صبح اولین کاری که می کنید انجام شاق ترین وظیفه تان باشد. باید به این رویه روزمره عادت کنید که قبل از انجام هر کار دیگری " قورباغه را بخورید" و زیاد هم وقت صرف فکر کردن ان نکنید...

باران

قسمتی از کتاب "روی ماه خداوند را ببوس" اثر "مصطفی مستور" ...شاید خداوند در هیچ جای دیگر هستی مثل معصومیت کودکی، خودش را این گونه اشکار نکرده باشد. من گاهی از شدت وضوح خداوند در کودکان، پر هراس می شوم و دل ام شروع می کند به تپیدن. دل ام انقدر بلند می تپد که بهت زده می دوم تا از لای انگشتان کودکان خداوند را برگیرم...