رضايت شغلي

روزهاي مرخصي و در خانه بودن، فرصتيه براي من، تا به دوستان قديم سر بزنم، از خاطرات كهنه يادي كنيم، حرف‌هايي تازه بزنيم و افكاري نو در ذهنمون پيدا بشه، و روح و جانمون رو صيقل بديم...

* * * * *

       ديروز با حسن بوديم، مثل هميشه از زندگي‌اش ناراضي بود و از اين كه شغلش يكنواخت شده و اون چيزي نيست كه دوست داره گله داشت. به نظرم اين رشته‌ي مديريتي كه خونده حسابي هوايي‌اش كرده! مي‌گفت دوست داشتم در جايي مثل اين كشورهاي غربي بودم كه مي‌تونستم وقتي از شغلم خسته شدم، شغلم رو عوض كنم و برم سراغ كاري كه با روحياتم بيشتر مي‌سازه، و افسوس مي‌خورد كه مجبوره تا آخر مدت خدمتش تو شغل فعلي‌اش بمونه...

* * * * *

       امروز شنيدم كه اميرآقا فروشگاه صوتي تصويري‌اش را اجاره داده و رفته سراغ رانندگي و يه اتوبوس مسافربري بين اردبيل و تهران رو رانندگي مي‌كنه! اولش برام خنده‌دار اومد، ولي بعد كه يادم افتاد اميرآقا از همون اولش هم علاقه‌ي وافري به رانندگي وسايط نقليه‌ي سنگين داشت، و به قول خودش از همون نوجواني عشقش رانندگي بود، اين مساله برام قابل توجيه‌تر شد.

* * * * *

       فيلم انجمن شاعران مرده كه امروز شبكه‌ي سه نشون مي‌داد هم به يه چيزي در همين مايه‌ها دلالت مي‌كرد؛ كه هر كسي خودش رو بشناسه و با سرسختي دنبال خواسته‌هاي درون خودش بره؛ و به عبارتي راهي رو انتخاب كنه كه دوسش داره يا حس مي‌كنه در اون زمينه استعدادشو داره...

* * * * *

       امروز هم نشسته بوديم با احمدآقا، گفتم فلاني، بنده اگه تخصصم رو هم بگيرم و تازه ده سال هم كار كنم، باز نمي‌تونم به اندازه‌ي تو پولدار شم! گفت كار من فايده نداره! كلاس كاري ما كه يكي نيست! تخصص چشم كجا و يه پزشك عمومي كجا...

* * * * * * *

       به گمان من، و با اين اوصافي كه ذكر كردم و تجربياتي كه دارم، عدم رضايت شغلي يه چيز شايعيه تو جامعه‌ي ما، و چيزيه كه عملا سبب كاهش شديد بهره‌وري در سازمان‌ها مي‌شه. زياد حال تحليل علل اين چيز رو ندارم، و شايد فقط قصدم بيان مشكل بود، تا در اذهان بمونه و اساتيد فن و صاحب‌نظران راهي و چاره‌اي براي حل اين معضل پيدا كنن...

/ 1 نظر / 2 بازدید
سانی

متاسفانه وجود داره زيادم هست