استعداد...

كتاب يك مشت تمشك، نوشته‌ي اينيا تسيو سيلونه، ترجمه‌ي بهمن فرزانه، از انتشارات اميركبير رو چند روز پيش تموم كردم. اعتراف مي‌كنم كه جمله‌ي «دوست دارم؛ پس هستم» مربوط به پست پاييني رو از اين كتاب كش رفته بودم! يه جمله‌ي جالب ديگه هم اين كتاب داشت، كه اين‌جا ميارمش: «حيف كه منطق، استعداد زنانه‌اي نيست!!!»04.gif

/ 7 نظر / 5 بازدید
يوسف

سلام حضورهای وقت و بی وقت منو ببخشيد تقصير خودم نيست . وقتی تو صفحه خودم می بينم شما اومدی اون بالا بالاها و ستاره دار شدی ، ديگه بي معرفتيه كه ادب بخرج ندم .. گفتم ستاره دار شدين ، حمل بر ستاره دار دانشجويي نشه ها مي دونيد كه دانشجويان ستاره دار ـ يا اگه اشتباه نكنم فعالان سياسي محافل آكادميك ـ ستاره هاي آسمان علم و آزادي و ترقي اين مملكت اند و .. يا شايد بعدا خواهند شد .. البته اگه داخلي ها يا خارجي ها شيكارشوم نكنند

سيدحسن

اين جمله را بايد با طلا نوشت!!

سيدحسن

طلا=آب طلا

سيدحسن

هااااااا يوسف حرف سياسی دروکرد!!

باران

حالا که بيشتر فکر می کنم می بينم يه جای کار می لنگه کانت گفت که من فکر می کنم پس هستم درسته چون اونی که فکر نمی کنه مخش تعطيله پس نيست ولی جمله ی دوم من دوست دارم پس هستم به نظر من ادمايی که عاشق نمی شن زندگی نمی کنن ايشان به مثابه ی چهار پايان بلکه پست تر می باشند من فکر می کنم اين جمله اين طوری بهتره من دوست دارم پس زندگی می کنم

واما پاسخ به افاضه ی بعدی بيشتر حيف که استعداد زنانه در وجود مردان يافت نمی شود

باران

کامنت قبلی مال من بود ها!!!!! می گم خدايا اين دکتر چقدر جمله ی نغزی گفته پس بگو........