آيين دوست‌يابی نوشته‌ی ديل کارنگي: ادامه‌ی خلاصه‌ی کتاب

بخش سوم: چگونه می­توان ديگران را با خود هم­فکر کرد؟

 

فصل دهم

 

نمي توانيد در بحث پيروز شويد

 

آيا تا به حال به بحث هايي که از صبح تا شب با افراد مختلف انجام مي دهيد فکر کرده ايد؟ يادتان مي آيد امروز از صبح تا حالا با چند نفر جر و بحث کرده ايد؟ آيا از آن­ها خاطره اي خوش در ذهن داريد؟ مسلما نه! ابدا! شما از کساني که سعي دارند با بحث کردن نظراتشان را به شما تحميل کنند متنفريد و طرف مقابل نيز همين طور.

       هيچ کس در بحث برنده نخواهد شد. هيچ کدام از طرفين. چون معمولا هر کس عقيده ي خود را دارد و سعي مي کند از طرز فکر خود دفاع کند. حال فرض کنيم آن قدر منطق شما قوي بود که توانستيد کسي را متقاعد کنيد که حق باشماست. خوب آيا پيروز شده ايد؟ هرگز!!!

       شما با اين کار غرور طرف مقابل را شکسته ايد و کاري کرده ايد که او احساس حقارت کند. او از شما متنفر شده و سعي دارد راهي پيدا کند تا تلافي غرور شکسته اش را در آورد. آيا شکستي بزرگ تر از اين وجود دارد؟ دشمن تراشي کار خوبي نيست و کسي که بحث مي کند دايما براي خود دشمن مي تراشد. چه موفق شود طرف مقابل را با منطق خود شکست دهد و چه ناموفق بماند، در هر دو صورت شکست خورده است!

       بهترين راه نتيجه گرفتن از بحث اجتناب از آن است. از بحث فرار کنيد همان طور که از دست مار زنگي يا زلزله فرار مي کنيد.

       شايد اين آمار جالب باشد که در نود درصد بحث ها هر دو طرف فکر مي کنند حق با خودشان است و تا پايان بحث نيز نظر خود را تغيير نمي دهند. وقتي کسي با شما مخالفت مي کند سعي نکنيد دفاع کنيد. برعکس سعي کنيد با او هم عقيده شويد، و حال او ديگر حرفي براي گفتن ندارد؛ و بعد از آن که عطش او براي انتقاد و مخالفت خاموش شد، شما مي توانيد بدون بحث در مورد آن زمينه عقايد خود را باز گو کنيد، و شخص مقابل نمي تواند اعتراض کند چون او مي داند که شما با او هم عقيده هستيد.

       يادتان باشد سوء تفاهم را نمي شود با بحث از بين برد. درمان سو تفاهم تدبير، سياست، آشتي و اشتياق براي درک ديدگاه طرف مقابل است.

       خلاصه زماني که بحث پيش مي آيد به اين نکته ها توجه کنيد و سعي کنيد آن ها را به کار ببنديد:

اول: به مخالفت خوش آمد بگوييد. يعني سعي کنيد به مخالف خود بفهمانيد که از او متشکريد که به فکر شما است.

دوم: به اولين غريزه ي خود که دفاع در برابر بحث است اعتماد نکنيد. مطمئن باشيد راه بهتري نيز هست.

سوم: خودتان را کنترل کنيد و ابدا عصباني نشويد.

چهارم: اول گوش کنيد؛ بگذاريد تا طرف مقابل تا مي تواند بگويد. وقتي حرف هايش تمام شد ديگر آرام مي شود و از حالت تدافعي او کاسته مي شود.

پنجم: به دنبال زمينه هاي تفاهم بگرديد تا او را از بحث کردن بازداريد.

ششم: صادق باشيد و به دنبال اشتباه خود بگرديد و به خاطر آن عذر خواهي کنيد. اين کار همچون آب روي آتش عمل مي کند. مطمئن باشيد با اين کار عطش او براي دفاع و حمله خاموش خواهد شد.

هفتم: قول بدهيد که درباره ي عقايد مخالف خود فکر مي کنيد و با دقت در موردش مطالعه مي کنيد، و واقعا هم اين کار را انجام دهيد، تا ديگران نتوانند در آخر سر به شما بگويند: «ما مي خواستيم به تو بفهمانيم ولي تو گوش نمي کردي.»

هشتم: از مخالف خود به خاطر توجهش به شما صميمانه تشکر کنيد.

نهم: عمل را به تاخير بياندازيد تا در مورد تمامي جوانب مساله فکر کنيد.

 

       در کل هميشه به ياد داشته باشيد چيزي که از بحث کردن به دست مي آيد کينه و دشمني است. پس هميشه از آن فرار کنيد حتي اگر چيزي را از دست مي دهيد. بحث هميشه مضر است، حتي اگر دوستانه باشد!

 

اصل دهم:

بهترين راه استفاده از بحث، اجتناب از آن است.


 

فصل يازدهم

 

راهي مطمئن براي دشمن تراشي و اجتناب از آن

 

فکر مي کنيد در چند درصد از موارد درست قضاوت مي کنيد؟ طبق آمار هاي موجود کمتر کسي پيدا مي شود که بتواند در پنجاه و پنج در صد از اوقات درست تصميم بگيرد. پس اگر ما نمي توانيم حتي در پنجاه و پنج درصد از موارد موجود درست قضاوت کنيم چگونه مي توانيم بگوييم ديگران اشتباه مي کنند؟

       انسان مي تواند به وسيله ي روش هاي بسياري به ديگران بفهماند که دارند اشتباه مي کنند، اما آيا اين روش مناسبي است براي اين­که ديگران به حرف شما گوش کنند؟ آن­ها هيچ وقت با شما موافقت نمي کنند چون شما ضربه ي مستقيمي به استعداد، قواي قضاوت، غرور و مناعت طبع آن ها وارد کرده ايد. اين کار باعث مي شود آن ها سعي کنند تلافي دربياورند، ولي هرگز باعث نخواهد شد فکر خودشان را عوض کنند. ممکن است تمامي منطق ها را به کار بريم و به کسي بفهمانيم که دارد اشتباه مي کند؛ ولي او هرگز نمي پذيرد، زيرا غرور او را شکسته ايم.

       هرگز جمله ي خود را با «مي خواهم اين و آن را به تو ثابت کنم» شروع نکنيد. زيرا درست مثل اين است که بگوييد «من از تو باهوش ترم. پس مي دانم که اين غلط است و آن درست». اين کار يعني کشمکش. اين کار مخالفت طرف مقابل را بر مي انگيزد و باعث مي شود شنونده حتي قبل از آن که شما حرفتان را شروع کنيد سعي کند با شما مخالفت کند.

       پس راه حل چيست؟ اگر مي خواهيد چيزي را ثابت کنيد نگذاريد کسي اين را بفهمد. آن را زيرکانه انجام دهيد که هيچ کس احساس نکند داريد اين کار را انجام مي دهيد. مثلا مي خواهيد حرف کسي را که به نظرتان اشتباه است اصلاح کنيد، آيا نمي توانيد اين گونه شروع کنيد: «خوب من جور ديگري فکر مي کنم. البته احتمالا اشتباه مي کنم، چون معمولا نظرم درست نيست؛ ولي دلم مي خواهد اشتباهم را بفهمم. بياييد دوباره واقعيت ها را بررسي کنيم.»

       اگر بپذيريد که گاهي اشتباه مي کنيد، هيچ وقت به درد سر نخواهيد افتاد. اين طرز تفکر جلوي هر بحثي را مي­گيرد و به شما کمک مي کند که عادلانه به نظرات طرف مقابل فکر کنيد؛ و اين طرز تفکر احتمالا طرف مقابل را هم وادار مي کند که بپذيرد او نيز ممکن است گاهي اشتباه کند.

       در اين دنياي پهناور کم هستند آدم هايي که منطقي فکر کنند. اغلب ما متعصب هستيم. خلاصه ممکن است اگر خودمان به نتيجه اي برسيم تفکر خود را عوض کنيم ولي اگر کسي به ما بگويد که اشتباه مي کني، سعي مي کنيم از آن دفاع کنيم، زيرا او به شخصيت ما توهين کرده و نظر ما را ناديده گرفته است. مطمئن باشيد اگر مستقيما به کسي بگوييد اشتباه مي کند نه تنها سودي ندارد بلکه مشکلات زيادي نيز به دنبال خواهد داشت. خلاصه اين که:

       با کساني که باشما مخالف هستند بحث نکنيد. به آن ها نگوييد اشتباه مي کنند و کفرشان را بالا نياوريد. يک کمي سياست مدار باشيد.

 

اصل يازدهم:

براي عقايد ديگران احترام قايل باشيد و هرگز به کسي نگوييد: «اشتباه مي کني»


فصل دوازدهم

 

اگر اشتباه کرديد، بپذيريد

 

بيشتر وقت ها ما اشتباه مي کنيم. تقريبا بيش از نيمي از حرکات، افکار و عکس العمل هاي ما اشتباه هستند، با اين حال بيشتر اوقات سعي مي کنيم با دفاع کردن آن را توجيه کنيم. البته اين کار خيلي هم درست نيست؛ يا بهتر است بگويم اصلا درست نيست!

       کسي به حرف ما گوش نمي کند، بخصوص اگر بي خود از خود دفاع کنيم. بياييد وقتي اشتباهي مي کنيم و مي دانيم که در هر حال سرزنشمان مي کنند قبل از اين که ديگران اين کار را انجام دهند؛ خودمان، خودمان را سرزنش کنيم. آيا اين بهتر از يک دفاع و مقاومت احمقانه نيست؟

       وقتي انسان خود را سرزنش مي کند حس بخشش و بزرگواري را در ديگران برمي انگيزد و به اين ترتيب طرف مقابل سعي مي کند نقش يک دوست خوب، مادري دلسوز و امثال اين­ها را بازي کند، که اين خود احساس متفاوت بودن را در طرف مقابل بر مي انگيزاند که نتيجه اش را خودتان خوب مي دانيد.

       اگر کسي ما را سرزنش کند بهتر است به جاي دهن به دهن گذاشتن با او قبول کنيم که خودمان اشتباه کرده ايم، و خود را سرزنش کنيم. در حقيقت ما طرف او را مي گيريم و او نيز مجبور مي شود از ما طرفداري کند. به اين صورت مساله خيلي راحت تر از هر بحثي فيصله پيدا مي کند.

       وقتي که با کسي مواجه مي شويد سعي کنيد قبل از آن که او از شما انتقاد کند شما از خود انتقاد کنيد. به اين ترتيب در نود درصد موارد با برخوردي جوانمردانه روبرو خواهيد شد، و با شما با اغماض رفتار خواهد شد. مثلا وقتي با موردي مشابه برخورد کرديد مي توانيد بگوييد: «آقاي فلاني، اگر آن­چه شما مي گوييد صحت داشته باشد من اشتباه کرده ام و هيچ عذر و بهانه اي هم ندارم. من واقعا از خود شرمنده ام.» و اگر طرف مقابل شروع به دفاع از شما کرد عقب نکشيد و کمي ادامه دهيد (به عبارت ديگر پياز داغش را اضافه کنيد): «بايد دقت بيشتري مي کردم. شما تا به حال کارهاي زيادي براي من انجام داده ايد و شايسته ي آن هستيد که بهترين خدمات را به شما ارايه دهم. کارم را دوباره تصحيح خواهم کرد.»

       البته همان طور که حدس زده ايد سرزنش کردن خود به تنهايي کافي نيست. بايد اين کار را جدي و سخت­گيرانه و به عبارتي موکد انجام دهيم.

       موقعي که انسان شهامت پيدا مي کند که اشتباه خود را بپذيرد، رضايت خاطر و خرسندي عجيبي در او ظاهر مي گردد. پذيرفتن اشتباه نه تنها جوّ تدافعي و احساس گناه را مي شکند، بلکه به حل مسايلي هم که در اثر آن اشتباه به وجود آمده اند، کمک مي کند.

       هر احمقي مي تواند با سعي زياد از اشتباهات خودش دفاع کند و بيشتر احمق ها هم همين کار را مي کنند؛ ولي اگر انسان اشتباهات خود را بپذيرد، سرش را از همه بالاتر مي گيرد و احساس برتري و کرامت مي کند. جمله ي «همه چيز تقصير من است» جمله ي کارايي است که به راحتي مي توانيد از آن بهره ببريد.

       اگر شما بوديد با کسي که با اين تواضع صحبت مي کند و اشتباهش را حتي با اين­که خيلي هم مقصر نبوده مي پذيرد چه رفتاري داشتيد؟ سعي کنيد اشتباهات خود را سريع و مشتاقانه بپذيريد. مطمئن باشيد با بخشيدن چيزي بسيار بيشتر از جنگيدن عايدتان مي شود.

 

اصل دوازدهم:

اگر حق با شما نيست، سريع و موکد آن را بپذيريد.


فصل سيزدهم

 

يک قطره عسل

 

اگر کفرتان بالا آمده و جمله اي بار مردم کرده ايد، شايد از اين که عقده ي دلتان را خالي کرده ايد احساس سبکي مي کنيد. ولي طرف مقابل چه؟ مطمئنا زياد از رفتار شما خوشحال نشده است. ولي اگر دوستانه با او رفتار کنيد او نيز مانند شما سعي خواهد کرد که در حل مشکل کمک کند و به سرعت خواهيد ديد که نکات اشتراک واضح مي شوند و مساله فيصله پيدا خواهد کرد.

       هميشه سعي کنيد زماني که افرادي عصباني به سمت شما هجوم مي آورند به جاي دفاع، سرزنش و به کار بردن منطق و فلسفه، با آن ها دوستانه صحبت کنيد. سعي کنيد حسن نيت خود را نشان دهيد. سعي کنيد در گفت و گو با افراد عصباني از کلمات محبت آميز استفاده کنيد و از کلماتي چون دوستي متقابل، منافع مشترک و لطف و عنايت شما و امثال اين ها استفاده کنيد.

       فرض کنيد با يک آدم عصباني جوري حرف بزنيد که انگار دارد اشتباه مي کند، و با همه ي قوانين من

/ 0 نظر / 6 بازدید